در نيمه راه پايان طريقت بودم كه سفري پيش آمد. سفري متفاوت با سفر قبل...
سفر قبل كه به غرب رفته بودم .بارم فقط «فرشته» بود و رنگم "سپيد" .
اينبار كه از شرق برگشته ام همراهم «اژدها» ست و رنگم "سرخ"!!!
سفر قبل 666 غرق دركليسا بود و در كليسايي 600 ساله و در حضور سه قديس اشكاني ؛شمعی افراشت و با«فرشته» پيمان بست. اما اينبار هرچند سرايش معابدي با همان قدمت بود ، ليكن«اژدها» از امپراطور زمان و مکان ياري گرفت و پيمان «فرشته» را در شكست.
سفر قبل آوای Bobby McFerrin همدمم بود که ساز یویومای ژاپنی را در اجرایی فراموش نشدنی از"دوئت ویلون ویوالدی" باحنجره طلایی اش بسان ویلونی همراهی میکرد.
اما اینبار تار دردمند " لطفی" مونس شبانه ام بود و «ارغوان»سایه، که همچو موجی سوار بر آن خودنمایی میکرد.
مرا چه شده است؟!
من که از دست همه لغزیدم اینبار از دست خودم "لیز" خوردم!
اکنون که قوانین شکسته شده است،
«ارغوان» را (که گاها" در کامنتها برای بعضی از دوستان مینوشتم) از برای خودم مینویسم:
امروز بخت با من یار بود و اين اقبال را داشتم تا از «دیوار چین» که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود از نزدیک ديدن كنم: دیوار چین در جهان به لحاظ زمان و ساختار؛ركورد دار طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی, در قدیم است . طول آن در نقشه جغرافیایی چین 7000 کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال 1987 در "فهرست میراث جهانی " ثبت شده است. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن 2 قبل از میلاد باز می گردد. "كين شي هوانگ" امپراطور وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد . امپراطور كين شي هوانگ، با پايه گذاري يك حكومت مركزي قدرتمند و متحد كردن نواحي مختلف چين كه تا پيش از آن دائم با يكديگر در حال جنگ بودند، سنتي را پايه گذاري كرد كه توسط سلسله هاي آتي نيز پي گرفته شد و تا سال 1912 ميلادي كه آخرين امپراتور سلسله كينگ بر اين كشور حكمراني ميكرد، ادامه داشت.
کين شي هوانگ نخستين امپراتور سلسله كين پس از آن كه طي جنگهايي طولاني 6 ايالت مختلف چين را با يكديگر متحد كرد، به يكدست كردن قوانين و فرآيندهاي اداري در قلمرو پهناور خود پرداخت. در اين دوره خط و پول رسمي كشور چين يك شكل شد و قوانين مختلفي حتي براي طول محور چرخ گاريها و ارابهها و عرض شاهراهها تصويب شد.
امپراتور كین شی هوانگ پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به 50 هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .از نزدیک ، دروازه های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. ".
افسانه مون جیان نو
افسانه معروف و غمگيني درباره اين ديوار وجود دارد كه ميگويد کسانیکه در محل ساختمان می مردند جسدشان را لای دیوار می گذاشتند. اکنون در انتهای شرقی این دیوار یعنی در " شان های گوانگ" معبدی وجود دارد که می گویند برای بانوئی به اسم " مون جیان نو" ساخته شده است.مون جیان نو" دختری بود که با جوانی از مردم دهکده خود ازدواج کرده بود. چند روز پس از اردواج شوهر را برای دیوارسازی بردند. چند سالی از رفتن او گذشت و هیچ خبری از او نرسید.
" مون جیان نو" که پیوسته نگران سرنوشت شوهر خود بود عاقبت تصمیم گرفت شخصا برود و از وی سراغی بگیرد و او را بیابد. روزی عازم محل کار او شد پس از طی مسافت بسیار سرانجام به محل کار شوهر رسید، ولی شوهر خود را پیدا نکرد. همکارانش به او گفتند خیلی احتمال دارد که شوهرش مرده باشد و جسد او را هم لای دیوار گذارده باشند .
مون جیان نو این خبر را که شنید بسیار غمگین کردید و همانجا ماند و روزها و شبها زیر آن قسمت دیوار می نشست و گریه می کرد. شبی در اثنا گریستن ، آواز مهیبی شنید سرش را بلند کرد دید دیوار شکاف برداشته است، در داخل شکاف جسد شوهر خود را تشخیص داد ، آخر لباسی را که شوهرش برتن داشت خوب می شناخت. "مون جیان نو" بیدرنگ خود را روی جسد شوهر خود افکند و دیگر بیرون نیامد. اکنون این حکایت اسفناک همچنان در میان مردم چین برسر زبانهاست و سرزنشی از بیداد و ستم گذشتگان دارد.
دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است .
بازگشت امپراطور بزرگ و سربازان سفالي
ارتش سفالي نخستين امپراتور سلسله كين، از 8099 سرباز كه هر يك قد و هيكل و چهره متفاوتي دارند تشكيل شده است. اين سربازان سفالي بر اساس الگوي سربازان منتخب ارتش آن زمان چين كه از جمله جنگجوترين سربازان كل تاريخ چين بودهاند، ساخته شدهاند.
آرامگاه امپراتور كين (مرگ به سال 210 پيش از ميلاد) در شهر شيان واقع در استان شانشي به همراه سربازان سفالي مشهوري كه در سال 1974 در اين آرامگاه كشف شدند، از سال 1987 در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شدهاند.
اين مجسمه ها در حالات و با ساز و برگ گوناگوني ساخته شده اند كه از جمله آنها ميتوان به سربازان پياده نظام كه حالت ايستاده دارند، كمانداران كه در حالت زانوزده ساخته شدهاند و نيز ارابهراناني كه ارابههاي متصل به چندين اسب را ميرانند اشاره كرد. نكته جالب توجه اين كه چهره هر يك از اين 8 هزار سرباز شكل و حالت و حتي مدل موي منحصر به فردي دارد.
سه بخش مختلف اين ارتش سفالي در سه گودال مختلف كشف شدهاند: گودال اول كه مشهورترين و بزرگترين گودال نيز هست، سربازان پيادهنظام را در خود جاي داده است. گودال دوم به سربازان سواره نظام تعلق دارد و گودال سوم نيز به افسران و درجه داران تعلق دارد.( اين امپراطور و سربازان سفالي اش همان ارتشي هستند كه موضوع فيلم موميايي 3 را تشكيل ميدهند)
كين شي هوانگ از آن جا دستور ساخت و دفن مجسمههاي سفالي را صادر كرد كه باور داشت اين ارتش پس از مرگ از او محافظت خواهد كرد. جنگجويان سفالي با آرايش جنگي در يك و نيم كيلومتري مقبره امپراتور و رو به سرزمينهاي دشمن دفن شده اند، به طوري كه بين دشمن و مقبره امپراتور قرار بگيرند.
اما اين جنگجويان سفالي كمتر از 50 سال پس از مرگ امپراتور و در جريان شورش دهقانان چيني دچار آتشسوزي و آسيبهاي جدي شدند. بر اساس طراحي اوليه، سقفي چوبي بر فراز سر اين سربازان ساخته شده بود، اما بر اثر آتشسوزي اين سقف چوبي روي سربازها سقوط كرد و موجب تخريب بسياري از آنها شد. آتش همچنين موجب از بين رفتن رنگ سطح مجسمهها شد كه به آنها حالتي رئاليستيتر ميداد. البته گودال افسران و درجهداران از شر آتش در امان ماند و امروز هنوز بقاياي رنگ را روي بعضي از مجسمههاي اين گودال ميتوان مشاهده كرد.
ارتش سفالي كين در ماه مارس سال 1974 و در جريان حفر چاهي كه سه كشاورز محلي براي آبياري مزارع خود قصد حفرش را داشتند، كشف شد.
دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست
تقدیم به پدرام عزیز ،یار و همراه همیشگی سفرهای فرهنگی ، که در این سفر جایش خالی بود. ---------------------------- چندی پیش به لطف یکی از دوستان ؛ میهمان خان "فارسان" در منطقه "بازفت" بودیم .
"بازفت" از توابع شهرستان کوهرنگ ،در شمال شرقی استان چهار محال بختیاری و در190 کیلومتری شهرکرد،کیلومتر ها پس از کوهرنک ،سرچشمه رودهای فلات مرکزی و جنوبی ایران است.
بهار بازفت، تصویری زیبا از یک اثر هنری را رقم می زند و در دورنمای تصویر آن، آمیزه ای از ترکیب رنگ های سرد و تند طبیعی است که دارای وسعت و عمق میدانی زیباست . وصف بهار کوهرنگ بویژه بخش بازفت را فقط با در خیال می توان توصیف کرد .
دشت لاله های واژگون - شهر کرد
منظره ای که هرچه بیشتر خیره شوی، به ابعادی تازه تری از بهشت روی زمین می رسی و نوای خوش آهنگ طبیعت در آن موج میزند.باغ اسرار واقعی ! خوشحالم که بخت یارم بود و فرصتی شد برای عکاسی وثبت تصاویری که واقعا" زبان از بیان آن قاصر است.
دشت لاله های واژگون - شهر کرد
لاله واژگون - شهرکرد
مردم،کمتر با این منطقه رویایی و آشنایی دارند و به همین دلیل این منطقه انقدر بکر و دست نخورده مانده است۰ اما شاید به حق نقطه شاعرانه گردشگری ایران را باید بهار" بازفت" دانست، چرا که هر روز، این منطقه در فصل بهار به رنگی زیبا آراسته می شود و ممکن است روز بعد رنگهایی که پیشتر دیده ای، دیگر در طبعیت روز بعد نبینی. گوناگونی زیبایی های طبیعی منطقه به شکلی است که "بازفت" را به عنوان یک منطقه چهار فصل گردشگری معرفی شده
دشت شقایق - بازفت
در این منطقه از شهرستان کوهرنگ،گیاهان در حاشیه هایی از انبوهی برف رشد می کنند و تابلوهای زیبایی از خلقت خداوند را به نمایش می گذارند.سبزی در برف ، جاری بودن رودخانه های پر آب و انبوه سرخی شقایق هایی که چون پودر رنگین سرخی روی تابلوی نقاشی پاچیده شده اند .
وجود چند چشمه سار خنک و خروشان، رودخانه های جاری بازفت و سر چشمه زاینده رود و کارون، رنگ طبیعی بهار و کوچ عشایر و زندگی عشایری نیز به این زیبایی خدادادی فزونی بخشیده است.
علت آنکه برخی آنرا " آخر دنیا " مینامند آن است که زیبایی نیست که در این منطقه بن بست یافت نشود .انتهای استان محروم ، سرد و زیبای چهار محال بختیاری به "بازفت" ختم میگردد.
بازفت
اما جالب است بدانید اینجا هم بحث انتخابات داغ بود.خوانین بختیاری (که ما میهمان یکی از آنها در این منطقه ییلاقی بودیم) به دعوت دکتر علی قنبری ،نماینده سابق مجلس ، به دیدار موسوی و بیعت با او در کوهرنگ آمده بودند.(بگذریم که ما را هم با گروه همراهان ایشان،عوضی گرفته بودند!)از طرف دیگر در استان همسایه ،کروبی کلیسای پرقدمت و تاریخی "وانگ" اصفهان را برای ملاقات با ارامنه برگزیده بود.